مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

26

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

نشانه‌هاى آسمانى منابع حديثى سنّى و شيعى منابع تاريخى به يك اندازه از نشانه‌هاى آسمانى كاشف از خشم خداوند به خاطر كشته شدن امام حسين ( ع ) ياد كرده‌اند ؛ و هيچ كس به جز شمارى اندك از افراد بىايمان ناآگاه « 1 » آن را انكار نكرده است . از جمله آثار روايى و تاريخى در اين باره موارد زير است : 1 - فرياد جبرئيل امام صادق ( ع ) فرمود : « هنگامى كه حسين ( ع ) كشته شد ناشناسى در ميان لشكر آمد و فرياد زد و گفت : چگونه شيون نكنم در حالى كه رسول خدا ( ص ) ايستاده و يك بار به زمين مىنگرد و يك بار به جمع شما . من بيم آن دارم كه به درگاه خداوند نفرين كند و همهء اهل زمين هلاك شوند . در اين هنگام مردم به يكديگر مىگفتند اين انسانى ديوانه است ! امّا توّابين گفتند : به خدا سوگند اين چه كارى بود كه با خود كرديم ! ؟ به خاطر پسر

--> ( 1 ) . حسين محمّد يوسف در ص 552 كتاب « سيّدالشّباب اهل الجنّة الحسين بن على ( ع ) » مىنويسد : « ازجملهء خرافه‌ها و دروغهايى كه در اين باره ساخته شده است ، روايات مربوط به كسوف خورشيد به خاطر قتل پسر دختر رسول خدا ( ص ) است » . او در صفحهء 544 مىگويد : « اعتقاد به اينكه آسمان خون باريد يا اينكه هر سنگى را در شام برمىداشتند در زير آن خون تازه ديده مىشد ، يا اينكه وقتى سر امام حسين ( ع ) را به خانهء ابن‌زياد آوردند از ديوارهايش خون سرازير شد همه از عقايد و دروغهاى شيعيان غلوكننده است » . همچنين اين نويسنده ادّعا مىكند كه بيشتر اين روايات از روايت ابومخنف ، لوط بن يحيى گرفته شده است ! بى شك اين نويسنده ، پندار باطلش را از سحرآموز بزرگشان يعنى ابن كثير كه به دروغ‌پردازى بر ضدّ شيعه اماميّه مشهور مىباشد ، الهام گرفته است و گرنه احاديث مربوط به اين نشانه‌هاى آسمانى و زمينى در كتابهاى اهل سنّت از زبان حافظان حديث همانند ابن ابى شيبه ، ابن سعد ، ابن جميل ، ابن عساكر ، ابن حجر و ابن جوزى آمده است . حتّى خود ابن كثير حديث سرخ شدن آسمان را در تفسير خويش نقل كرده و چيزى هم در موردش نگفته است . شگفت‌انگيز اينكه در حالى كه فاجعهء عاشورا در چشم برخى كسانى كه مسلمان به شمار مىآيند بىاهميّت مىآيد ، برخى از مسيحيان آگاه به تاريخ اسلام آن را بزرگ مىشمارند . مانند جرجى زيدان كه در كتاب تاريخ الاسلام خويش ( ص 173 و 179 ) مىنويسد : « اگر ماه در آن شب مىدانست كه نورش به كجا مىتابد از تابيدن آن خوددارى مىكرد ، تا آن جنايتى را كه در تاريخ بشر كسى همانندش را مرتكب نشده است بپوشاند . . . و اگر آن خاك ، زشتى ماجرايى را كه در آن روزِ شنبه هولناك اتّفاق افتاد درك مىكرد ، تشنگى را بر سيراب شدن ترجيح مىداد . » .